علل حمایت روسیه از سوریه

چرا روسها از سوریه حمایت می کنند؟ لطفا مفصل توضیح بدید

در ابتدای بحران سوریه، روسیه نگاهی خنثی به سوریه داشت. با شدت گرفتن بحران در سوریه و مشخص شدن صف بندی ها در درون این کشور، روسیه کوشید تا نقش میانجی گر را در مقابل کشورهای دیگر بازی کند؛ در این رابطه روسیه تلاش کرد نقش بین المللی خود را افزایش دهد و در دوره ای نیز میزبان مخالفان سوریه بود و در اجلاس های بین المللی شرکت می کرد. اما با مشخص شدن صف بندی ها در سوریه وحاد شدن شرایط در این کشور که حاصل دخالت های محور غربی-عربی -عبری بود، روسیه  کوشید تا در کنار چین و ایران به ایفای نقش پررنگ تری در صحنه تحولات سوریه بپردازد. پس از طرح حمله شیمیایی در سوریه، موضوع از  حساسیت بالایی برخوردار شد و روسیه موضع گیری هایی محکم تر نسبت به دوره های قبل ایراد کرد. از این زمان به بعد که موضوع حمله نظامی به سوریه به طور جدی مطرح شد، مسکو با اتخاذ  مواضع مقتدرانه تری در مقابل غربی ها ایستادگی کرد و به وتوی قطعنامه های ضدسوری در شورای امنیت پرداخت. روس ها در اقدام بعدی با پیشنهاد طرح خلع سلاح شیمیایی دمشق، البته در کنار نقش آفرینی ایران و حزب الله لبنان و...، مانع از اقدام نظامی علیه سوریه شدند. در ادامه این روند، پوتین رئیس جمهور روسیه، در آخیرین اظهارات خود خواستار گسترش فهرست شرکت کنندگان در نشست ژنو 2 برای صلح در سوریه، و دعوت شماری از کشورهای اسلامی از جمله اندونزی به عنوان بزرگترین کشور اسلامی شد و افزود که اولویت ها در سوریه فقط شامل نابودسازی سلاح شیمیایی این کشور نمی شود، بلکه از سرگیری گفت و گوها بین همه طرف های سوری در ژنو نیز از اولویت هاست. با رصدکردن مواضع روسیه در قبال سوری­ها به این نکته می­رسیم که حمایت روس­ها  از سوریه مبتنی بر مبانی نسبتا پایداری است که همچنان اعتبار خود را حفظ کرده و به نظر می­رسد روس­ها روز به روز بیشتر به این مبانی اعتقاد پیدا می­کنند. در آستانه مذاکرات ژنو 2 در این مقاله به بازخوانی این مبانی جهت رفتارشناسی روسیه در بحران سوریه پرداخته می­شود. مهمترین این مبانی عبارتند از:  

1- مخالفت با نظام تک قطبی آمریکا

روسیه در قضیه سوریه به دنبال تخریب و پایان دادن به نظام تک قطبی است و درصدد است تا به دولت آمریکا بفهماند باید به نظام چند قطبی دنیا احترام بگذارد. روسیه ‌به صورت صریح در زمینه امنیت ملی و سیاست خارجی خود، به این امر اذعان دارد و در مواضع و اظهار‌نظرهای پوتین و مقامات روس در سال‌های اخیر نیز این را دید‌ه‌ایم که نظام تک قطبی و یک‌جانبه‌گرایی را در عرصه بین‌الملل نمی‌پذیرند. "هنری کسینجر" مشاور امنیت ملی و وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در پاسخ به پرسش سی ان ان درباره انگیزه روس ها در توافق اخیر با آمریکا بر سر سوریه گفت: "به باور من پوتین نمی خواهد آمریکا به صورت یکجانبه تعیین کننده روند تحولات در منطقه باشد." تا از این طریق نقش مدیریت بین‌المللی‌اش، بیشتر از نحوه حضورش در داخل سوریه جلوه پیدا کند. از سوی دیگر این گفته لاوروف که آینده جهان با توجه به نوع چگونگی شکل‌گیری شرایط جدید در سوریه پدید می‌آید بیانگر این است که سوریه برای روسیه یک بعد حیثیتی پیدا کرده و وقتی آن را با چگونگی آینده‌سازی قدرت در جهان و نه صرفا بازی ژئوپلیتیکی پیوند می‌زنند، بیانگر ارزشی است که سوریه برای مسکو دارد.
   2- اقدام روسیه در راستای تحقق دکترین امنیت ملی خود

 

حمایت روسیه از سوریه ارتباط تنگاتنگی با دکترین امنیت ملی این کشور دارد؛ زیرا مصون سازی محیط پیرامونی از تهدیدات خارجی از اصول مسلم سند دکترین امنیتی روسیه، سندی که نقشه راه این کشور را تا سال 2020 در محیط بین الملل تعریف کرده است، می باشد. از این رو، روسیه نمی تواند در قبال بحران سوریه تنها به عنوان نظاره گر حضور داشته و یا به گونه ای با آن کنار آید. روسیه در صدد است تا سوریه را همچنانکه به عنوان بازیگری «برونگرا» که به ایفای نقش منطقه ای خود در راستای منافع روسیه مبادرت می ورزد، حفظ نماید و آن را از هرگونه خطری که متوجه منافع روسیه نیز می گردد، مصون نگه دارد. سقوط نظام سیاسی سوریه برای روسیه به مفهوم از دست دادن آخرین حلقه از متحدان روسیه در خاورمیانه است و این به معنای ورود ناتو به حیات خلوت منافع روس ها و تضعیف موقعیت، اعتبار و جایگاه بین المللی روسیه و در نهایت ناکامی در تحقق مبانی سند دکترین امنیت ملی روسیه می باشد. به قول «روسلان پوخوف» کارشناس تسلیحات و امور بین الملل روسیه، «تغییر نظام در سوریه و روی کار آمدن حکومت دلخواه ایالات متحده، به معنای گرفتن جای پای محکم روس‌ها در منطقه استراتژیک خاورمیانه و دریای مدیترانه است و گام مهمی است در جهت کاهش قدرت روسیه و محدود کردن روسیه به درون مرزهای خویش، سیاستی که قبل از سوریه، توسط ایالات متحده درحوزه بالکان، آسیای مرکزی وقفقاز نیز دنبال شده است». بنابراین می توان گفت که روسیه به واسطه بحران سوریه که «زورآزمایی» با غرب و آمریکا را پیش روی کرملین نهاده است، بدنبال تسهیل مسیر تحقق مبانی دکترین امنیتی و سیاست خارجی خویش است.

3- نگرانی روسیه از گسترش اسلام سلفی- وهابی به حوزه نفوذ خود 

  مهم‌ترین دلیل حمایت روسیه از سوریه، نگرانی مسکو از روی کار آمدن یک دولت اسلامی مبتنی بر عقاید سلفی ـ ‌وهابی در سوریه است؛ زیرا در این صورت نه تنها روسیه منافعی را که در حال حاضر در سوریه دارد از دست خواهد داد، بلکه این دولت تهدیدی علیه امنیت و ثبات مناطق مسلمان‌نشین روسیه است؛ حمایت آمریکا و برخی کشورهای عربی، از جمله عربستان، از اسلام وهابی ـ ‌سلفی در سه دهه‌ گذشته، که از افغانستان شروع شد و به قفقاز شمالی، بالکان، خاورمیانه‌ عربی و در حال حاضر سوریه کشیده شده است، هزینه‌های زیادی بر روسیه تحمیل کرده است.      حال بحران در سوریه که بیشتر به سمت فعالیت‌های سلفی گرایش پیدا کرده  است در صورت پیروزی سلفی‌ها در سوریه موجب تقویت فعالیت و اقدامات این گرایشات افراطی در آسیای مرکزی و در نتیجه فراهم کردن زمینه برای مداخلات بین‌المللی در این منطقه خواهد شد، از این رو، روسیه با تمام توان مصمم است که از پیروزی سلفی‌ها در سوریه جلوگیری کند. در نگاه روسیه، تهدیدات اسلام‌گراهای رادیکال در داخل مرزهای روسیه و همچنین در جمهوری‌های سابق شوروی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی روسیه است؛ بیشتر جمعیت این جمهوری‌های که روسیه آنها را به عنوان «خارجِ نزدیک» حیات خلوت خود می‌داند، مسلمانان هستند. همچنین این کشورها همه به نوعی با سیستم دیکتاتوری اداره می‌شوند که مستعد راه‌اندازی حرکت‌های مردمی علیه نظام‌های حاکم می‌باشند. بنابراین روس‌ها نگران هستند که وقوع ناآرامی و تغییر در این کشورها موجب قدرت گرفتن سلفی‌ها در این کشورها شده و بدین ترتیب روسیه در محاصره‌ رژیم‌های افراطی در آید. خلاصه اینکه روس ها می‌دانند اگر جلوی موفقیت جریان‌های افراطی در سوریه را نگیرند، به زودی این جریانات را در حیات خلوت خود، در آسیای مرکزی و قفقاز، خواهند دید.

4- حفظ تنها پایگاه نظامی دریایی روسیه در سواحل غرب سوریه

 خاورمیانه عربی در سیاست خارجی روسیه از اولویت نسبتا پایینی برخوردار است، اما مدیترانه و به‌ویژه منطقه شرق مدیترانه برای مسکو از نظر سیاستگذاری حائز اهمیت است. از این رو بهترین حالت برای روسیه حضور در این منطقه است و اتفاقا اصلی ترین مقر نظامی این کشور در دریای مدیترانه در بندر طرطوس سوریه قرار دارد که به عنوان تنها پایگاه مهم نظامی این کشور در سوریه، محلی است که روس ها از طریق آن حضور خود را در مجاورت اروپا تثبیت کرده و از همانجا می توانند تحرکات اتحادیه اروپا و ناتو را رصد کنند. طبق قرارداد منعقد شده بین روسیه و سوریه، روس ها تا سال 2042 این پایگاه را در اختیار دارند که در صورت سرنگونی نظام بشاراسد، روس ها تنها پایگاه مهم نظامی خویش در مدیترانه را از دست خواهند داد.

5- ملاحظات و منافع اقتصادی و تجاری روسیه در سوریه

 روسیه مبادلات 50 تا 60 میلیارد دلاری با کشورهای منطقه دارد که از این میزان حدود یک میلیارد دلار مبادلات تسلیحاتی و یک و نیم میلیارد دلار مبادلات تجاری با سوریه است که در صورت سقوط نظام سوریه به یکباره روس ها منافع اقتصادی خویش در این کشور را نیز از دست خواهند داد. اگرچه این رقم خیلی مهم نیست، اما این مسئله در خور توجه است که روسیه شریک اصلی و اولین فروشنده تسلیحات به کشور سوریه است و این یک شراکت با قدمتی 45 ساله می باشد. در تحلیل این شراکت باید گفت که این امر برای سوریه بیشتر در جهت حفظ موازنۀ استراتژیک با رژیم اسراییل است و برای روسیه در جهت حفظ نفوذ استراتژیک برای محدودسازی ترکیه و حضور در معادلات خاورمیانه. از این رو حفظ ارتباط تسلیحاتی، و پایگاه نظامی و طبعاً حفظ حکومت بشار اسد از اولویت های مهم روسهاست.  

از دیگر ملاحظات و منافع روس ها در حمایت از سوریه می توان به حضور اتباع و مستشاران این کشور در سوریه اشاره کرد؛ به گونه ای که بنا بر اعلام رسانه های غربی، حتی مشاوران نظامی روسیه برخی از تجهیزات دفاعی بسیار پیچیده سوریه را هدایت می‌کنند. از این رو با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می رسد که رویکرد حمایتی روسیه از سوریه همچنان ادامه خواهد داشت و روس ها می کوشند تا در قضیه سوریه با ایستادگی در برابر غرب و بویژه آمریکا به نوعی موازنه قدرت با آنان دست یابند.

6- نگرانی روسیه از تکرار سناریوی لیبی در سوریه

  آخرین مبنای حمایت روسیه از سوریه، جلوگیری از حضور نظامی ناتو در منطقه پیرامونی خود است. ماجرای دخالت نظامی در لیبی، فریبکاری غرب و امریکا را بیش از پیش به روسیه نشان داد. روسیه در ابتدای بحران لیبی به دلیل رابطه صمیمی با معمر قذافی از مخالفان جدی دخالت نظامی در این کشور بود. اما به مرور زمان از مواضع خود کوتاه آمد تا جایی که به قطعنامه حمله نظامی به لیبی رای ممتنع داد. آمریکا و غرب در ازای رأی ممتنع روس‌ها به آنان وعده داده بودند که منافع روسیه در دولت جدید لیبی را در نظر بگیرند و رابطه صمیمی مسکو- طرابلس آسیب نبیند. اما پس از حمله نظامی و سرنگونی قذافی، غربی‌ها به هیچ یک از تعهدات خود عمل نکردند. از این رو، روسیه با این برداشت که در سالیان گذشته، به ویژه در مورد عراق و لیبی، منافع منطقه‌ایش از دست رفته و اقدامات آمریکا و متحدین اروپایی‌اش به گونه‌ای بوده ‌که منافع روسیه را نادیده گرفته‌اند، مصمم شده است تا در قضیه سوریه با ایستادگی در برابر غربی ها، مانع از تکرار سناریوهای گذشته این کشورها شود.

در نهایت این کهمبانی حمایت روسیه  از سوریه با منافع ملی و پایدار روس ها در منطقه گره خورده و به همین جهت حمایت روسیه از سوریه تداوم می یابد. این موضوع درباره جمهوری اسلامی ایران به شکل مضاعفی صدق می کند. ایران از حیث منافع ملی و فراملی خود، خواهان عدم  مداخله جریان غربی و سلفی در سوریه است، چرا که تمام جنگ افروزی های منطقه نتیجه مداخلات این دو جریان بوده و در کنار آن ها رژیم صهیونیستی نیز تقویت شده است. نزدیکی دیدگاه های ایران و روسیه در موضوع سوریه در حالی است که این اشتراک نظر تأمین کننده منافع ملی سوریه نیز می باشد. بنابراین می توان انتظار داشت محور ایران- روسیه- سوریه آینده تحولات منطقه را در جهت حذف یکجانبه گرایی آمریکا به پیش خواند برد.

 

/ 0 نظر / 177 بازدید